محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3963
تاريخ الطبرى ( فارسي )
خراج گماشت و به مردم خراسان نوشت از روى اطلاعى كه به من دادند ، عبد الرحمان را به كار جنگتان گماشتم و عبد الرحمان بن عبد الله را بر خراجتان گماشتم ، بىآنكه آنها را بشناسم يا آنها را آزموده باشم ، اگر چنانند كه مىخواهيد خدا را ستايش كنيد و اگر جز اين است از خدا كمك جوييد كه قوت و نيرويى جز به كمك خدا نيست . ابراهيم صايغ گويد : عمر بن عبد العزيز به عبد الرحمان بن نعيم نوشت : « اما بعد ، بنده اى باش نيكخواه بندگان خداى كه در مورد كار خدا از ملامت ملامتگرى باك ندارد ، كه رعايت خدا لازمتر است و حق وى بر تو بزرگتر ، كار مسلمانان را به كسى سپار كه به نيكخواهى آنها شهره باشد و در مصلحتشان بكوشد و در كارى كه به او مىسپارى امين باشد ، مبادا دستخوش عامل ناحق شوى كه چيزى از خدا نهان نمىماند . روى از خدا متاب كه مفرى از خدا جز به سوى او نيست . » ابو نهيك بن زياد گويد : عمر بن عبد العزيز فرمان عبد الرحمان بن نعيم را دربارهء سالارى جنگ خراسان و سيستان همراه عبد الله بن صخر قرشى فرستاد و عبد الرحمان همچنان در خراسان ببود تا وقتى كه عمر بن عبد العزيز بمرد و مدتى پس از آن نيز ، تا وقتى كه يزيد بن مهلب كشته شد و مسلمه ، سعيد بن عبد العزيز را فرستاد ، ولايتدارى وى بيشتر از يك سال و نيم بود كه در ماه رمضان سال صدم ولايتدار شد و به سال صد و دوم پس از كشته شدن يزيد بن مهلب ، معزول شد . على گويد : نعيم بيست و شش ماه ولايتدار خراسان بود . آغاز دعوت عباسيان ابو جعفر گويد : در اين سال ، يعنى سال صدم محمد بن على بن عبد الله بن عباس از سرزمين شراة ، ميسره را سوى عراق فرستاد ، محمد بن خنيس و ابو عكرمه سراج ،